نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 14:37 موضوع | لینک ثابت
در قرن پانزدهم، پستانها دوباره به مرکز توجه تبديل شدند. زيرجامهها،
قسمت زيرين و نوک پستانها را ميپوشاندند، اما بالاي پستان برهنه و برآمده بود.
در دوره رنسانس زنان قفسه سينه خود را با پارچه و دستمالهاي ابريشمي پر ميکردند
و آنها را به هم گره ميزدند تا يک خط سينه زيبا درست کنند. اما، از آن جايي که
دستمالها به جايي بند نبودند، گاهي منظره خندهداري درست ميکردند.
در
دهه 1820 ابزار "کرستپوشي" اختراع شد که زنان را قادر ميساخت با کمک
يک قرقره و بدون نياز به خدمتکاران خود را در کرستهايشان بچپانند. کرستها در آن زمان از استخوان نهنگ، آهن يا کرباس آهاردار ساخته ميشدند.
از
سال 1850 تا 1860 کرست از مد افتاد. اما در دهه 1860 کرست، انتقامجويانه بازگشت.
کرستهاي آن زمان چنان سفت بودند که کمر را باريک ميکرد و قفسه سينه و ارگانهاي
دروني بدن را از شکل ميانداخت. به دنبال آن بحث درباره خطر کرست براي سلامتي آغاز
شد.
در
سال 1893 ماري توکک "پستانبند" را به ثبت رساند. اين لباس شامل دو کيسه
مجزا براي هر پستان بود و بندهايي که از روي شانههاي ميگذشتند و با قلاب بسته ميشدند.
اين اولين طراحي مشابه با کرستهاي دوران مدرن بود. در سال 1912 براي نخستين بار
کلمه "پستانبند" در فرهنگ لغت آکسفورد آورده شد.
در
سال 1913 مري پلپ جاکوب از چهرههاي معروف نيويورک که از پوشيدن کرستهاي سنگين
زير لباس شب کاملاً نويش خسته شده بود، به کمک خدمتکارش، با استفاده از دستمال و
روبان و سيم، کرستي اختراع کرد که پشت نداشت و با کمال تعجب، همان شب چندين سفارش
دريافت کرد.
مري
پلپ جاکوب پس از توجه فوقالعاده دوستانش اين کرست را به ثبت رساند. اين نوع پستانبند بسيار سبک بود و سينهها وضعيت طبيعي خود را حفظ ميکردند.
اما اين کرست هم سينهها را صاف نشان ميداد. جاکوب پس از مدتي از کار در شرکت
"پستانبندهاي بدون پشت" خسته شد و آن را به کمپاني کرست وارنر برادرز
به مبلغ 1500 دلار فروخت. مپاني وارنر در سي سال بعد بيش از 15 ميليون دلار سود از اين کرستها درآورد.
جنگ
جهاني اول زنان را واداشت به بازار کار بروند. بسياري از آنان به کار در کارخانهها
پرداختند و استفاده از کرست دشوار بود. "هيئت صنايع جنگي آمريکا" در
سال 1917 از زنان خواست تا از خريدن کرست خودداري کنند تا مصرف فلز کاهش يابد. به
گفته منابع تا 28000 تن آهن از اين طريق جمع شد، يعني مقداري "کافي براي
ساختن دو ناو جنگي".
در
دهه 1920 کرست دوباره رواج يافت و طي دهه 1920 استفاده از آن آغاز شد. اين عصر "فلاترها" (زنان جواني که دامن کوتاه ميپوشيدند،
موهايشان را کوتاه ميکردند، موزيک جاز گوش ميکردند، سيگار ميکشيدند و مشروب
سنگين مينوشيدند و آرايش غليظ ميکردند و رابطه جنسي غير جدي برقرار ميکردند) بود و قيافه پسرانه بدون پستان مد بود. وارنر يک پستانبند سفت صاف عرضه
کرد که به جاي نگاه داشتن پستانها، آنها را صاف جلوه ميداد.
در
اواخر دهه 1920 شرکتهاي کرست دوزي شروع به دوخت کرستهايي کردند که به هم وصل
بودنند و داراي کاسههايي در ابعاد مختلف بودند.
ادامه دارد.......
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت
دختر:
نوعي دستگاه بهانه گير،
انگيزه اي براي اين که آدم مثل خر کار کند. طيف آن از اهل تريپ پسرکش شروع تا شير
برنج سيب زميني نما ادامه مي يابد.
کسي که درس مي خواند درس
مي خواند درس مي خواند و البته يک هنر ديگر هم دارد که آن هم اين است که درس مي
خواند احتمالا اگر درس خواندن نبود، دخترها با کاشتن ابرو و برداشتن قسمت هاي
اضافي دماغ ماجرا سعي در زدن پوز پسرها مي کردند. تنها موجوداتي که در مقابل دشمن
مشترک (پسرها) اختلاف پيدا مي کنند. معمولا رفتن به سربازي را مثل دسته هونگ بر سر
پسرها مي کوبند!
پدر:
صاحب پول، اختيار. انواع
باحال آن با به ياد آوردن خاطرات دوران نوجواني و جواني خود ضربه اي به پشت پسر
خود زده و با گفتن الفاظ تحبيبي چون: «اي پدرسوخته » و «ببين چي تربيت کردم » او
را به سمت هدف مشايعت مي کند. ورژن هاي ضد حال آن هم به مثابه سد کرج در مقابل
جفتک پراني هاي محصول زندگي اش مقاومت مي کند.
ماشين:
وسيله اي که آدم با آن
اوقات فراغتش را که چيزي حدود 20 ساعت مفيد در شبانه روز است در حاشيه خيابان هاي
شهر پر مي کند. معمولا بايد با آن گازيد تا موتورش از حلقش در بيايد. نصب انواع
اگزوز، بادگير و سر اگزوز و انواع خفن آلات ديگر باعث مي شود آدم ذره اي از قافله
جوانان و پير مردان ساده سوار دور شود. لايي مي کشم پس هستم! البته با تابلو کردن
ماشين موردنظر کمي موارد منکراتي! گريبانگير آدم مي شود که آن را هم بي خيال! ماشين صافکاري نقاشي نشده، ماشين دخترها و کودکان نابالغ است!
درس:
ضد حالي که از ب کمپلکس
هم بدمزه تر است. معمولا پدر و مادرها با کوبيدن آن بر سر پسرشان ابتدايي ترين
حقوق يک بشر (مثل اجاره خانه مجردي، پول توجيبي يوروريي و هزينه سفر ماهانه به
پاتايا و حومه) را از آدم دريغ مي کنند. درس خواندن نه تنها باعث پيشرفت پسرها نمي
شود، بلکه آنها را به ميدان رقابتي مي کشاند که در آن جلوي دخترها کلي دختر مي
شوند! شاعر در اين باره گفته است:
از درس سخن گفتن و از درس
شنيدن
با مردم بي درس نداني که
چه درد است
خواهر:
کسي که باعث ارتعاش رگ
آدم مي شود. تعقيب او و ريختن پته اش روي آب لذت بخش ترين تفريح بشري است. معمولا
با لوس کردن خود پيش پدر و مادر سعي مي کند امتيازهاي دولا پهنا بگيرد.
اما خوب وقتي پاي تقسيم
ارث و اينها مي رسد چنان ضايع مي شود چنان ضايع مي شود که نايژک هاي آدم هم حال مي
آيد.
بعدالتحرير:
مباحثي که اگر در حيطه
اين موضوع به آنها مي پرداختيم سانسور مي شد:
والنتاين، همسايه،
همکلاسي، اطاق، خانه اي که کسي در آن نيست (موسوم به خ خ)، کنار خيابان و..
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت
امروزه
استفاده از کرست يا "سوتين" چنان عادي است که شايد هيچ وقت از خود
نپرسيده باشيد چه زماني اولين کرست به وجود آمد؟ يا در طي زمان چه تغييراتي کرده
است. تاريخچه پيدايش
شايد
باور نکنيد اما دو هزار و پانصد سال پيش از ميلاد مسيح زنان جنگجوي مينوا، ساکن
جزيره کرت در يونان، جامه کرستمانندي بر تن ميکردند که پستانها را بالا ميبرد
و آنها را در معرض ديد قرار ميداد.
اولين
سينهبند، پانصد سال بعد به وجود آمد. اين جامه، در جلو و تا کمر باز بود و سينهها
را نميپوشاند. نوارهاي باريک چرمي دور کمر بسته ميشد تا پستانها را گرد نشان
دهد.
از
450 پيش از ميلاد مسيح تا 285 پس از ميلاد مسيح، يونانيان سينهبندي ميپوشيدند که
بالاي پستانهايشان گره ميخورد، اما آنها را نميپوشاند. از آن جايي که در آن زمان پوشيدن سينهبند ممنوع بود، زنان از نوارهاي
پارچهاي باريکي استفاده ميکردند که دور پستانها پيچيده ميشد تا هنگام راه
رفتن، تکان نخورند. زنان رومي همين سينهبند را از يونانيان گرفتند اما اسم آن را
تغيير دادند. آنان دو نوع کرست داشتند، يک نوع که براي جلوگيري از رشد پستانها
بود و توسط دختران جوان استفاده ميشد و نوعي ديگري که براي پوشاندن پستانهاي
بزرگ به کار ميرفت.
در
قرن سيزدهم زنان لباسزيرهاي کوتاهي ميپوشيدند که پستانها را صاف ميکرد. کمر
دامنها هم تا بالاي خط کمر بالا رفته بود تا معده برآمده به نظر آيد و پستانها،
نگاهها را به خود جلب نکنند. در قرن سيزدهم براي اولين بار در ويترين کرستفروشيها
نوشته ميشد: "بزرگترها را ميپوشاند، کوچکها را نگاه ميدارد و شلها را
سفت ميکند."
در
قرن چهاردهم، زيرپيراهنهايي پوشيده ميشد که سينهها باز هم صافتر به نظر آيند.
علاوه بر آن، دامنها، پهن شده و يقهها، بلند و چيندار شده بودند. در اين قرن
براي بالا نگاه داشتن سينهها از کمربند استفاده ميشد اما همه اين کار را نميکردند،
چون استفاده از آن در برخي از نواحي فرانسه ممنوع بود. در زمان چارلز هفتم
بالاتنه با يک شال سه گوش و تورهاي آهارزده پوشانده ميشد. در آن زمان، کرستها
خيلي تنگ بودند و براي سلامت زنان ضرر داشتند.
در
دهه 1550 ميلادي زنان با انوع کرستهاي ساخته شده از استخوان نهنگ و ميلههاي
فولادي شکنجه ميشدند. مروج اين کرستها، کاترين دو مديسي، زن هانري دوم، پادشاه
فرانسه بود که داشتن "کمر پهن" را در دربار ممنوع کرد. اين کرستها سفت بودند و براي بستن آنها بايد تلاش زيادي ميشد. اين کرستها
چنان سفت بسته ميشدند که گاهي دور کمر کمتر از خود را در معرض شکنجه کرستهاي
ساخته شده از استخوان نهنگ و ميلههاي فلزي قرار دادند. کرستهاي فولادي به زن هانري دوم شاه فرانسه نسبت داده ميشود، کاترين دو
مديسي که "کمرهاي پهن" را در ميان نديمههاي دربار ممنوع کرده بود. کرستها سفت بودند و بستن آنها به تلاش زيادي نياز داشت و گاهي دور کمر را
به کمتر از 25 سانتيمتر ميرساند. اين نوع کرست تا 350 سال بعد به حيات خود
ادامه داد.
نوشته شده توسط محسن در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 14:57 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط محسن در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت